جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:
" ببخشیدآقا! می تونم کمی به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ "
مرد که اصلآ توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:
" مردیکه عوضی... مگه خودت ناموس نداری؟... خجالت نمی کشی؟... بزنم...؟! "
جوان اما، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:
" خیلی عذر میخوام، فکر نمی کردم این همه عصبانی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می کنن و لذت می برن، گفتم من حداقل از شما اجازه بگیرم، که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقه مو ول کنین از خیرش گذشتم.. "
مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
سلام با عشق...
این متن و به تمام عاشق هایی که از طرف مقابل شون خیانت دیدن تقدیم میکنم!!!
دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد.
پس از دو ماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:
"لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام!!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست: با عشق.... روبرت "
...
...
دختر جوان رنجیـده خاطر از رفتارمرد، از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد،برادر، پسرعمو، پسردایی و... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها را همراه با عکس روبرت،نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:
"روبرت عزیز! مرا ببخش، اما هرچه فکرکردم قیافه تورا به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را ازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان!! "
خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمی رفت بعد از کلی فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل ميكنه و ميذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که......
...
...
خانم، ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه نیوفته هرچه تونست کشید تا بلاخره بوت های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآورد ...
گفت:" ای بابا! "
و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه نمی رفتن و با فشار زیاد بلاخره موفق شد که بوت ها رو پای این کوچولو بکنه که بچه ميگه:" این بوت ها مال من نیست... "
...
...
خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرش شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت:" آخه چی بهت بگم...
دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد!
وقتی تمام شد پرسید:" خب حالا بوت های تو کدومه؟ "
بچه گفت:" همین ها بوت های برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره میتونم پام کنم.... "
مربی که دیگه خون خون شو میخورد، سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد.
یک آه طولانی کشید وبعد گفت:" خب حالا دستکش هات کجان؟ توی جیبت که نیستن... "
بچه گفت:" توی بوت هام بودن دیگه!!!!!
امیدوارم خوشتون اومده باشه باتشکر
(حجت)
نوشته شده توسط hojat در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 23:24 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان؛ببخشيد دير اومدم و بهتون ديرسر ميزنم؛رفته بودم مسافرت خارج از كشور راستش تور بود خيلي خوش كذشت؛جاتون سبز؛حالا رفتم كجا بماند حتما فكر ميكنيد اين بابا تا افغانستانم نرفته؛مهم نيست؛
نوشته شده توسط hojat در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت
درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز
بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز
به پیش آینه دل هر آنچه می دارم
به جز خیال جمالت نمی نماید باز
بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
به بوی گلبن وصل تو می سراید باز
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است
برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود
دو چشم خیس من بیدار بیند
از این دار فنا هیچش نخواهم
به جز چشمی که آن دلدار بیند
بمانم در کنارش تا ابد من
که او عشق مرا در کار بیند
همیشه آرزویم باشد این که
دو چشمش چشم من دیدار بیند
بگویم تا به کی باشی تو با من
بگوید تا فلک دوار بیند
اگر باشد عزیزی این چنین خوب
نمی خواهم مرا غمدار بیند
اگر افتم در این کنج خرابات
به از آن که مرا بیمار بیند
بگویم شعر از جان و دل خود
مبادا کس مرا بی کار بیند
نوشته شده توسط hojat در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط hojat در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت
می سپارمت به خدا
خدایی که هیچوقت نخواست تو را به من بسپارد . . .

نوشته شده توسط hojat در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت
انگار بی تو هزار سال گذشته است...
تو نیستی که انگار هیچکس نیست...
تونیستی که دیگر موسیقی شنیدنی نیست....
تونیستی که دیگر ترانه جانانه نیست.....
تونیستی ووقتی تو نیستی دیگررفیق
دلتنگی ها و همسفره ی گریه هایم هم نیست....
نمیخواهم واژه بازی کنم...
هرگز چنین نخواسته ام هرگز چنین نگفته ام...
اما وقتی به تو فکر می کنم ..
زیباترمیشوم ..عاشق تر میشوم...
خوش رنگ تر میشوم....خوش صداتر میشوم...
هميشه رفتن بهترين نيست.
هميشه ماندن،آن حضور ناب نيست.
گاهي ميان رفتن و ماندن هيچ فرقي نيست.
دلتنگم؟باشد.
او را نمي بينم؟باشد.
اصل درست اين است كه عزيزان ما در خانه ي دل ما جاي دارند!

به کوچه ای رسیدم که پیر مردی از آن خارج میشد و به من گفت نرو که بن بست است!
به حرفش اهمیتی ندادم و رفتم و آن کوچه بن بست بود!
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم،پیر شده بودم!!!
ذهنم خالی میشود ...فقط یک چیز را می دانم ...چقدر سبکم...!!
این چیزیست که هیچ کس درک نمیکند....
حجم پریشانی ـ من !
میزان ِ دلتنگی ام ،با همه ی نخواستن ها و رغبت نبودنم.....
عجیب است.....
این همه آرامشم

خواستم سفر كنم پايم لرزيد و سست شد
خواستم پرواز كنم بال و پرم چيده شد جا ماندم
خواستم بخندم و شاد باشم اما بغضم تركيد
خواستم ببينم چشمانم را بسته ديدم
خواستم حرف بزنم زبانم بند امد
خواستم فراموش كنم اما خودم از يادها رفتم
خواستم اشك بريزم اما چشمانم خشك گشت
خواستم فرياد بزنم اما گوش ها كر شدند
خواستم زندگي بكنم مرگ را زيبا تر ديدم
خواستم بميرم اما لياقتش را نداشتم
ديگر هيچ چيز نخواهم جز قفسي تنگ و تاريك
حرف های ما هنوز نا تمام.....
تا نیم نگاهی می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
ناگهان چه قدر زود دیر می شود .....
به کوه گفتم عشق چیست... لرزید
به ابر گفتم عشق چیست...بارید
به باد گفتم عشق چیست... وزید
به پروانه گفتم عشق چیست... نالید
به گل گفتم عشق چیست... پرپر شد
و به انسان گفتم عشق چیست... اشک از دیدگانش جاری شد و گفت : ديوانگيست .....
دوستتون دارم بدون نظر نرید
نوشته شده توسط hojat در پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
دل های پاک خطا نمیکنند
سادگی میکنند
و امروز..
سادگی،پاكترين خطاي دنياست...
ديدگانم همچو دالان هاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد...
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود...
من تهي خواهم شد از فرياد درد...
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد...
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگر...
سايه اي ز امروزها،ديروزها...
خدايا هرجا ميريم و ظلمي ميبينيم
همه ميگن:
عيبي نداره خدا جاي حق نشسته...
خدايا:ميشه
از جاي حق پاشي و
بذاري حق جاي خودش بشينه؟؟!
خط میخورم در میان دفتر نگاهت
وتو بی اعتنا از کنار لحظه های با من بودن میگذری
خسته بر روی برگهای خشک مانده بر زمین آرام میگیرم
باد در گوش من لالایی می خواند و تو مرا زیر پای خود آرام میکنی
زندگی وزن نگاهیست که در خاطره ها می ماند
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد...
زندگی یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک به جا می ماند
زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما تنهایی است.

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ،
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ،
پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ،
نوشته شده توسط hojat در پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت
اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر
می کند و صدای قلبت ابرویت را به تاراج میبرد مهم نیست که او مال تو باشد
مهم اینست که فقط باشد ، زندگی کند ، لذت ببرد و نفس بکشد . . .
امیر بابا! پسوورد این لبتاپت چیه ؟
من:کی؟ لپ تاپ من ؟ واسه چی؟
لپ تاپ خودت دیگه، کامپیوتره خراب شده باید برم
اینترنت . ضروریه، پسووردش چیه ؟؟
من: آخه ! مگه لپ تاپ آیلار نیستش ؟ لپتاپ اونو وردار بابا!
مگه با تو نیستم میگم پسوردتو بده !!!!!!
من: چیزه ! همم ! بنویسس narges love
نرگس لاو ها ؟ پدرسگ تو بیا خونه کارت دارم.....
نوشته شده توسط hojat در پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت 13:25 موضوع | لینک ثابت
برای خوشبختی همه ی انسان ها کافیست
این نگاه رو براتون ارزو میکنممممممممممم...
دوستای گلم سال نو مبارک






دلم تنگ است و سخت مي گريد
.jpg)
صبر کردن دردناک است اما
فراموش کردن دردناک تر است
اما ازین دو دردناک تر آن است که
ندونی باید صبر کنی یا فراموش
نوشته شده توسط hojat در پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
SMS تـــبـــریـــک عـــیـــد نـــوروز
><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک
=====================================================
ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که دادي مرواد از يادت
سال نو و نوروز باستاني مبارک
=====================================================
سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک
=====================================================
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
=====================================================
سلامتي
سعادت
سيادت
سرور
سروري
سبزي
سرزندگي
هفت سين سفره زندگيتان باشد.
نوروز 88 مبارک
=====================================================
با آرزوي
12 ماه شادي،
52 هفته پيروزي،
365 روز سلامتي،
8760 ساعت عشق،
525600 دقيقه برکت،
3153000 ثانيه دوستي.
سال نو مبارک باد
=====================================================
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
********سال نو مبارك********
=====================================================
><(((>
><(((>
><(((>
من اولين کسي بودم که براي تو ماهي عيد فرستادم.
سال نو مبارک
=====================================================
بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
=====================================================
چند روز ديگه بهار مياد و همهچيز رو تازه ميكنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
همه اون تازگي ميارزه، «دوستيمون»!
=====================================================
عاقبت زمستان رفت و رو سياهيش براي ما موند
..
...
....
....
امضا
حاجي فيروز
=====================================================
سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
=====================================================
بهار،نـيم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزيز سبز ترين و هميشگي ترين بهار ها را برايت آرزو مندم
=====================================================
سلامتي
سعادت
سيادت
سرور
سروري
سبزي
سرزندگي
هفت سين سفره زندگيتان باشد.
نوروز مبارک
=====================================================
نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!
=====================================================
امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بيان پيشت
منم دادم. سال ديگه مي يان سراغت
يکيشون خوشبختي بود
اون يکي هم موفقيت
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
سلام، ببخشيد اين موقع شب بيدارت كردم.
.
.
خواستم يادآوري كنم: سال نو شده.
.
.
.
كمكم بايد از خواب زمستوني بيدار بشي
=====================================================
ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي . نوروز مبارک
با تبريک سال نو
=====================================================
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد
=====================================================
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک
=====================================================
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارك ********
=====================================================
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
نوشته شده توسط hojat در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ساعت 0:31 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
برچسبها
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
مهدی یراحی - هرجا دنیایی دلم اونجاست